دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را.. به جـــایِ آن احســـاسـی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم.. و خــدا خواسـت که یعقوب یک عمر نبیند.. شـهر بی یار مـگر ارزش دیــدن دارد؟ پرستو ها چرا پرواز کردید *** جدایی را شما آغاز کردید خـوشا آنانکه دلداری ندارند *** به عـشقو عاشـقی کاری ندارند خــداحـافـظ برای تو رهایی *** برای من فقط درد جدایی خداحافظ برای تو چه آسان *** ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان یاد آن روزی که یاری داشتیم این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم. تولد و مرگ را درمانی نیست مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم.. برای تا ابد ماندن باید رفت گاهی به قلب کسی گاهی از قلب کسی ..




برچسبها: Love Factory

| Design By : Pars Skin |




