تبليغاتX
LOVE is all





















LOVE is all

Love factory

جاده ي قلب مرا رهگذري نيست كه نيست
جز غبار غم و اندوه در آن همسفري نيست كه نيست

آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ي درد
كه در او از مه شادي اثري نيست كه نيست

شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم
كه به جز سايه مرا با خبري نيست كه نيست

اين دل خسته زماني پر پروازي داشت
حال از جور زمان بال و پري نيست كه نيست

بس كه تنهايم و يار دگر نيست مرا
بعد مرگ دل من چشم تري نيست كه نيست

شب تاريك ، شده حاكم چشم و دل من
با من شب زده حتي سحري نيست كه نيست

كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
كه به شيريني مرگم شكري نيست كه نيست

       

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت0:18توسط شهرام | |

میخوام بگم دوستت دارم ولی روم نمیشه
این دل بیقرار من یه لحظه آروم نمیشه

میخوام بگم دوست دارم میخوام که با تو بمونم
شعرای عاشقونمو فقط واسه تو بخونم


میخوام بگم دوست دارم هر جا باشی هرجا باشم
تو شادی و توی غما میخوام کنار تو باشم


میخوام بگم دوست دارم بگم تو قلب من تویی
اگه که درمون ندارم بدون که درد من تویی

میخوام بگم دوست دارم یه عالمه خیلی زیاد
شب که بهت فکر میکنم من دیگه خوابم نمیاد

میخوام بگم دوست دارم میخوام که اینو بدونی
اگه نمیتونم بگم اینو تو شعرام بخونی

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت0:49توسط شهرام | |

                      

 

من که امروزیِی و فرداییّ و پس فردایی ام

تا به کـــی در انتظــار مهلــت تنهایـــی ام

 

من که دائم در میان جمعــــم و در گفتگــو

بی شکیبایـــی به دنبـــال جمال ساقــــی ام

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت1:40توسط شهرام | |


تا سحر ای شمع بر بالین من

امشب از بهر خدا بیدار باش

سایه غم ناگهان بر دل نشست

رحم کن امشب مرا غمخوار باش

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت1:26توسط شهرام | |

 

هرگز فراموش نمی کنم سخنانی را که از چشمان تو شنیدم

می گویند چشمها هرگز دروغ نمی گویند

اما من شیرین ترین دروغ ها را از چشمان تو شنیدم

آن هنگام که می گفتند:دوستت دارم

                                       

 

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت1:24توسط شهرام | |

قول داده بودم كه نامه اي خطاب به او بنويسم

براي حرفهاي نگفته ي همه ي اين روزهايي كه نگفتيم...

آنقدر بدقولي كردكه...

ولي حالا مي خواهم بنويسم، حتي اگر ندانم كه مي خواند يا نه...منتظر جوابش هم نيستم

آن هم این است:

از دلـــــــم افــــــــــتادی . . .

Click to view full size image

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت0:40توسط شهرام | |

گفتی عاشقمی٬
می گفتم دوستت دارم.
گفتی اگه يه روز نبينمت می ميرم٬
گفتم من فقط ناراحت می شم.
گفتی من به جز تو به کسی فکر نمی کنم٬
گفتم من اتفاقا به خيلی ها فکر می کنم!
گفتی تا ابد توو قلب منی٬
گفتم فعلا توو قلبم جا داری.
گفتی اگه بری با يکی ديگه من خودمو می کشم٬
گفتم اما اگه تو بری با يکی ديگه من فقط دلم می خواد طرفو خفه کنم.
گفتی ...
گفتم ... حالا فکر کردی فرق ما ايناس؟
نه! فرق من اينه که تو دروغ می گفتی و من راست می گفتم
...

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت15:37توسط شهرام | |

 

             با من غریبگی نکن

                              با من که در گیر تو ام

                                          چشمات رو از من برندار

                                                          من مات تصویر توام

 

                                           کارت پستال

+نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت2:11توسط شهرام | |

بازم امشب مثل هرشب تو دلت برام دعا کن

نم نمک سکوت و بشکن زیر لب خدا خدا کن

بازم امشب مثل هر شب پر کن از صدات هوا رو

قرق سکوت و بشکن تازه کن ترانه ها رو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واسه عاشقا دعا کن که غریب روزگارن

هفتا آسمونه اما یه ستاره هم ندارن

واسه عاشقت دعا کن که تو کار دل نمونه

تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش می دونه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو فقط خدا خدا کن تو فقط خدا خدا کن

بازم امشب مثل هرشب تو برای من دعا کن

تو فقط خدا خدا کن تو فقط خدا خدا کن

بازم امشب مثل هرشب تو دلت برام دعا کن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازم امشب مثل هرشب تو دلت برام دعا کن

نم نمک سکوت و بشکن زیر لب خدا خدا کن

بازم امشب مثل هر شب پر کن از صدات هوا رو

قرق سکوت و بشکن تازه کن ترانه ها رو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
که خدا خودش می دونه حال و روز عاشقا رو

بین عاشقا میبینه غربت دلای ما رو

اونی که واژه به واژه می شنوه نگفته هاتو

با طلوع هر ترانه بال و پر میده صداتو

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت1:4توسط شهرام | |

شهرام

زخون دل به نعشت گل فشانم

 کنار جسم مجروحت بمانم

زخون حنجرت گیرم وضویی

به زخم پیکرت قرآن بخوانم

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت0:46توسط شهرام | |

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی!

خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی!

اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی!

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت0:39توسط شهرام | |

             

دور از تو در این شهر مرا همنفسی نــیــست..

فریاد کنم از دل و فریاد کسی نیـــســـت..

مـــرا از نفس هجر به لـب آمد و مردم..

گــویند که این عشـــق تو هم جزء هــوســی نیست..

ای آه بسوزان به شر سینه ی ما را..

کین سینه برای دل ما جزء قفســی نیســت..

گــفتم به دل از همهمه ی سینه چه غوغاست..؟

گـــفتا که در این خانه بجز یـار کــســی نــیـسـت..

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت0:35توسط شهرام | |

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست...

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد . . .


+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت0:21توسط شهرام | |

 

دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت

که چـشـمـهـای قـشـنـگـش را

به عـمـق آبـی دریـای واژگـون می دوخـت  

دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت

که مرا بین غریبه ها تنها گذاشت

دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت

که تـا شمال تـریـن ِ شمال بـا نیامد

و در جـنـوب تـریـن ِ جـنـوب بـا من نبـود

کسی که بـا من نمانـد

کسی که بـا من نیست

                                          کسی که نمی خواست با من باشد..

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت0:15توسط شهرام | |

 

فاصلمون یه پنجره ست

پنجره رو میشه شكست

میشه كه دستتاتو گرفت

براى پیوند دو دست


+نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت0:3توسط شهرام | |